تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيدجواد حسينى خواه

188

قاعده فراغ وتجاوز (فارسى)

حاصل شده باشد ؛ به عنوان مثال : كسى كه سلام نماز را بدهد و بلافاصله در صحّت ركوع يا سجده شكّ كند ، بدون هيچ اشكالى قاعده فراغ در اين مورد جارى است ، با اين كه اشتغال به غير نيز محقّق نشده است . ثانياً : معناى متبادر عرفى از فراغ در روايات تماميّت عمل است ، و لفظ فراغ را بايد بر آن حمل نماييم ، هرچند نسبت به معناى اولى لغوى عنوان مدلول التزامى را داشته باشد . ثالثاً : ظاهر آن است كه در جريان قاعده فراغ ، لازم است كه نمازگزار فعل خود را تمام شده بداند ؛ به طورى كه از ذات عمل فارغ شود ؛ در اين صورت ، اگر در صحّت برخى از اجزاء شكّ كند ، قاعده فراغ را جارى مىكند ؛ هرچند كه يقين به انجام معظم اجزاء هم نداشته باشد . از ديگر سو ، اگر در ركعت آخر نماز با اين كه معظم اجزاء را آورده است در تشهّد شكّ كند ، نمىتواند قاعده فراغ را جارى كند . بنابراين ، آن‌چه را كه ايشان به تبعيّت از محقّق نائينى رحمه الله فرمودند كه در جريان قاعده فراغ تحقّق معظم اجزاء كافى است ، مورد قبول نيست . رابعاً : اين كه فرموده‌اند در ميان روايات ، فقط در روايت زراره تعبير فراغ آمده است ، و در اين روايت ، مراد از فراغ ، اشتغال به غير است ، بسيار از ايشان جاى تعجّب است ؛ زيرا ، در روايات متعدّد ديگرى لفظ فراغ آمده است ، مانند صحيحه‌ى محمّد بن مسلم از امام باقر عليه السلام : « قال : كلّ ما شككت فيه بعد ما تفرغ من صلاتك فامض ولا تعد » . صورت سوّم : چنان‌چه در سلام نماز شكّ كند در حالى كه به كار مبطل اشتغال ندارد ، و از طرف ديگر ، سكوت طولانى كه موجب فوت موالات شود نيز انجام نگيرد ، مقتضاى قاعده اشتغال و استصحاب آن است كه سلام را بياورد . در اين صورت ، روشن است كه قاعده تجاوز جريان ندارد ؛ چرا كه موضوع آن - دخول در غير - محقّق نشده است . امّا راجع به اين كه قاعده فراغ جريان پيدا مىكند يا نه ؟ برخى احتمال جريان اين قاعده را داده‌اند ؛ زيرا ، بازگشت چنين شكّى به اين است